أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

232

قانون ( فارسى )

مىماند و در سرازير شدن درنگ مىكند . پادزهر بيماريهاى ناشى از آب كدر چربى و شيرينى است . آب نوشادردار چه نوشيده شود و چه در آن بنشينند و چه در آن توقف نمايند طبيعت را صفا مىدهد . آب زاج‌دار براى زياد شدن خون حيض و براى كسانى كه خونشان با بصاق همراه است و براى سيلان بواسير فايده دارد ، ليكن براى كسانى كه بدنشان آمادهء تب‌دارى است نامطلوب و تب‌انگيز است « 50 » . آب آهندار عوارض طحال را مىزدايد و غريزه جنسى را تقويت مىكند . آب مس‌دار براى تباه‌مزاجان خوب است . اگر آبهاى گوناگون باهم بياميزند و در آن خوب و بد ممزوج گردند ، آنچه نيرومندتر است غالب مىشود . ما در باب توصيه به مسافران چاره آبهاى تباه را شرح داده‌ايم و در بحث ادويه مفرده ، كنش و حالت و نيروى هريك از انواع آبها را ذكر خواهيم كرد . آنچه گفتيم در آنجا جستجو كن . فصل هفدهم - احتباس « 51 » و تخليه « 52 » عدم تخليه‌ى موادى كه بايد بطور طبيعى تخليه شوند ، ليكن از تخليه سرباز مىزنند ناشى از نه علت است : 1 - ناتوانى نيروى دفع‌كننده . 2 - شدت زياد نيروى گيرنده ( ماسكه ) كه مواد را رها نمىسازد . 3 - ناتوانى نيروى هاضمه . در اين وضع مادهء تخليه بوسيله نيروهاى طبيعى در محل خود باقى مىماند تا هضم شود . 4 - تنگى و يا انسداد مجرا .

--> ( 50 ) - نسخهء انگليسى : « آب‌هاى زاج‌دار براى زياد شدن خون حيض ، جلوگيرى از استفراغ خونى و بواسير همراه خونريزى ، مفيد هستند ليكن مزاج را براى ابتلاء به تب مستعد مىكنند . ( 51 ) - احتباس ( Retention ) به معناى بند آمدن و بند آوردن است و در اينجا مراد از آن انسداد مجارى بدن مىباشد . ( 52 ) - تخليه ( Dejection ) به همان مفهوم كلى دفع مواد از بدن مىباشد .